این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید  

عکس 3

عکس 1

عکس 2

لغت حاکمیت (governance) دارای ریشه یونانی به معنای هدایت کردن است که اولین بار توسط افلاطون مورد استفاده قرار گرفت و بعد از آن به زبان لاتین راه پیدا کرد.
حاکمیت "به کلیه فرآیندهای حکومتی اطلاق می شود که توسط دولت، بازار یا شبکه و در سطح خانواده، اجتماعات، کشور یا سازمانهای رسمی و غیر رسمی و به وسیله قوانین، ضوابط، اعمال قدرت یا زبان اجرا می گردد". حاکمیت به فرآیندها و تصمیماتی مربوط می شود که به دنبال تعیین وظایف، اعطای قدرت و بهبود عملکرد است.


به طور کلی حاکمیت از 3 مسیر عمده زیر اعمال می شود:
1- از طریق شبکه ها شامل مشارکتهای دولتی-خصوصی یا همکاری سازمانهای اجتماعی  
2- از طریق استفاده از سازوکارهای بازار که به موجب آن از اصول رقابتی بازار و تحت نظارت و مقررات دولتی منابع اختصاص می یابند.
3- از طریق روشهای بالا به پایین که اساسا شامل بروکراسی های دولتی و کشوری می گردد.
حاکمیت (governance) و حکومت (government) با یکدیگر متفاوتند. حاکمیت فعالیتی عینی است که سازمان های رسمی یا غیری رسمی را باز تولید می نماید. در سازمان رسمی، حاکمیت به عملکرد بدنه حکومتی می پردازد و در سازمان غیر رسمی مانند بازار، حاکیمت به قواعد و ضوابط  هدایت کننده فعالیتها مربوط می شود. حاکمیت در سازمانهای رسمی و غیر رسمی با هر ماهیتی (دولتی، تجاری، خانوادگی، سیاسی و ...) روشی است که قوانین را ایجاد و حفظ و بر عملکردها و فعالیتها نظارت می کند.   
حاکمیت، مفهومی کلی است که می توان آن را به کلیه رفتارهای سازمانی نسبت داد. اما می توان آن را براساس نوع سازمان، نوع فعالیت/ محصولات یا مدل های تئوری دسته بندی کرد.  


1- سطح حاکمیت (بر اساس نوع سازمان)
• حاکمیت دولتی
• حاکمیت جهانی
• حاکمیت خصوصی (غیرانتفاعی)
• حاکمیت شرکتی
• حاکمیت پروژه ای.
 
2- زمینه اعمال حاکمیت (بر اساس نوع فعالیت یا محصول سازمان)
• حاکمیت زیست محیطی
• حاکمیت فضای اینترنت
• حاکمیت تکنولوژی اطلاعات
 
3- مدلهای مختلف حاکمیت (بر اساس نظریات تئوری)
• حاکمیت قانونی
• حاکمیت مشارکتی
• حاکمیت چند سطحی
• حاکمیت مشترک
• فراحاکمیت